تبليغاتX
پلاک16 -

 

 

اینجا محل سکونت بشری است سبزه نمکی و سبیل کلفت.

از افتخاراتش تصادم میلادش با ایام دهه فجر است.

او بسیار شیرین است(لا اقل برای من)، و دمادم سیگار دود میکند.

چندی است حال و هوای عاشقی دارد دلش.

نگاهی سفیه اندر عاقل دارد.

گاهی کوچکترین چیزها او را شگفت زده می کند و برق دوست داشتنی چشمانش نمایان می شود.

گاهی هم با دستانِ تا آرنج فرو رفته در سطل آشغال به دنبال چیزی می گردد، و بعد می آید سر میز غذا!

رگ برآمده ی پیشانی اش را بسیار دوست می دارم و بار ها به او گفته ام...

او بسیار بیشتر از آنچه می نماید می فهمد و دمادم به من می گوید قدر دوران دانشجویی را بدان.

او " چه گوارا " را خیلی دوست می دارد، اما!! اما نه به اندازه ی " اسی"!

و دیگر اینکه همیشه با القاب زیبایش مرا مشعوف می سازد...

 

+ در روز دوشنبه 7 بهمن1387به وقت 21:0   افشان  |