خدایا دیگه به جایی رسیدم که اصلن واسم مهم نیس که کفر بگم یا مجازاتم چی باشه و
هرگز بخشوده نشم و فسق و کفر و معصیت است و
و از عاق والدین بدتر است و به عذاب ابدی گرفتار آیم و ...
مگه بودن تو فقط به رویش گیاه و باد و باران و زمستان و تابستان است!
اگه هنوز سرت به شکوفه های بهاری و برف های زمستونیت گرمه ، اینو بدون که
خیلی از این آدما منجمله من خیلی وقته که مردیم.
یه لحظه سرتو برگردونی خودت متوجه میشی.
دیگه خود دانی! یا زندگیمونو پس بگیر از دزدا یا جسدامونو وردار که بوگندش داره دامن خودتم می گیره .
خلاصه اینکه یه کاری بکن!