۱. هفت قدم از این ساعت باقی است
تند تر بیا رویا طاقت ما هی ها طاق شده
۲.شش قدم دیگر بردار و سین سال های سیاه را نه، دو سوسن سرخ بر سفره بگذار
۳.تا تو سنجد و سمنو بر سفره بگذاری، من نماز می برم بر درختانی که یک سال دیگر ایستاده اند
۴.اما تو رویا به سیب ها دست نزن، می ترسم از گرمای دوباره ی جهنم، می ترسم
۵. می بینی چه گل انداخته گونه های این سیب درخت پیر؟
باز هم آتش و آوارگی و رسوایی و رویا
هزار هزار سال دیگر راه شیری و هزار پاشنه ی چاک چاک
۶.کبریت را بیاور، دو شمع زنده می خواهم میان آینه
حتی اگر آسمان هی کبود باشد و زمین هم خیس و خسیس و خاکستری
۷.و اما شیرینی کم داریم، مگر می شود بی آن اینهمه زخم تلخ را مرهم گذاشت
شیرین بخند تا میان سفره اش بگذارم