تبليغاتX
پلاک16 -
 

۱. هفت قدم از این ساعت باقی است

تند تر بیا رویا طاقت ما هی ها طاق شده

۲.شش قدم دیگر بردار و سین سال های سیاه را نه، دو سوسن سرخ بر سفره بگذار

۳.تا تو سنجد و سمنو بر سفره بگذاری، من نماز می برم بر درختانی که یک سال دیگر ایستاده اند

۴.اما تو رویا به سیب ها دست نزن، می ترسم از گرمای دوباره ی جهنم، می ترسم

۵. می بینی چه گل انداخته گونه های این سیب درخت پیر؟

باز هم آتش و آوارگی و رسوایی و رویا

هزار هزار سال دیگر راه شیری و هزار پاشنه ی چاک چاک

۶.کبریت را بیاور، دو شمع زنده می خواهم میان آینه

حتی اگر آسمان هی کبود باشد و زمین هم خیس و خسیس و خاکستری

۷.و اما شیرینی کم داریم، مگر می شود بی آن اینهمه زخم تلخ را مرهم گذاشت

شیرین بخند تا میان سفره اش بگذارم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 12:31  توسط افشان  |