تبليغاتX
پلاک16 -
 

صبح که پا می شم، حس گهی دارم که حالم از خودمو تعلقاتم به هم می خوره و می خوام سر به تن هیچ کی نباشه

ظهر احساساتی می شم

بعد از ظهر می خوام یکی بیاد سرمو ببره، راحتم کنه

شب تمام خاطرات بد و گه زندگیم هی رد می شه هی رد می شه...

تو خواب تمام ضوابط بیداری برقراره، بازم نمی شه همونی بود که باید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 11:24  توسط افشان  |