تبليغاتX
پلاک16
 

لب همان لب بود، اما بوسه اش گرمی نداشت

دل همان دل بود، اما مست و بی پروا نبود

+ در روز سه شنبه 25 تیر1387به وقت 0:48   افشان  | 

قطره دریاست اگر با دریاست

ورنه او قطره و دریا دریاست

+ در روز سه شنبه 18 تیر1387به وقت 16:5   افشان  | 

 

هر روز ماشین هایی پر از خانم ها و آقایان گشتی را می آورند و مثل سگ می اندازند به جان مردم بدبخت.جالب اینجاست که اون خانوما اونقدر باید  باتجربه باشن که بتونن از دید یک آقای فوق العاده هیز و حشری نگاه کنن. نتیجه این میشه که همون مینی بوس پر از همین مردم بدبخت می شه و بر میگرده و دیگر خدا میداند که آنجا سرشان را در چاله ی پر از سوسک میکنند یا نه که دیگر روسری قرمز و زرد نپوشند و ازین غلط ها...

... و استاد تاریخ اسلام ما که به ظاهر و در کلام بسیار مومن و مذهبی می باشد به بنده نصیحت کرد که حسرت دیدن یک تار مویت را به دل نا اهلان (آقایان) بگذار و به همسر آینده ات خیانت نکن و من اندیشه کنان غرق این پندار بودم که همسر آینده ام هم اکنون کنار کدام بانوی زیبای شهر آرمیده و مو های شلخته پلخته ی من کدام پسر چیز خل بی خوار مادر را چیز میکند.

هر چند این نوحه سرایی ها دردی را دوا نمی کند، فقط می دانم شدیدن آلت دست شده ایم.

+ در روز سه شنبه 11 تیر1387به وقت 17:54   افشان  | 

 

یه حرفی مونده رو دلم

+ در روز دوشنبه 3 تیر1387به وقت 17:46   افشان  | 

 

ازکلاس برنامه نویسی یاد گرفتم که مساحت کون را هم از راه مساحت دایره به دست می اورند.

ربطش را هم نمی دانم.

+ در روز دوشنبه 3 تیر1387به وقت 17:32   افشان  | 

 

به استاده گفتیم کلاس خصوصی نمی زارین؟

جوابش پاسخ این سوال بود: استاد! خونه خالی هستا! نمیاین؟

+ در روز دوشنبه 3 تیر1387به وقت 17:21   افشان  | 

یه لحظه به خودمون بیایم متوجه می شیم سر تموم کسایی

 که مواظب بودیم سرمون شبره نمالن، خودمون شیره مالیدیم! قشنگ!

+ در روز دوشنبه 3 تیر1387به وقت 17:12   افشان  |